پاییزِ بی قرار

نفرین به روز هایی که بی نوشتن می‌گذرد...

تبلیغات تبلیغات

دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

احساس میکنم مدت ها پیش چیزی از زندگی همه ی ما کم شد که رنگ رو از زندگی ما گرفت،حقیقت اینه که هر آدمی توی زندگی ما رنگ و بوی خاصی رو به همه چیز میبخشه،حتی کسایی که ازشون متنفریم.وقتی میرن ،یک رنگ از جعبه ی مداد رنگی های زندگی ما کم میشه و این چیزیه که گذشته رو خاطره انگیز میکنه. توی فیلما وقتی میخوان صحنه ای از گذشته رو نشون بدن ،روش افکت سیاه و سفید میزارن،اما به نظر من باید گذشته رو رنگی تر نشون بدن.چون اول هر داستانی توی جامدادی زندگی همه ی آدما کلی مداد
ادامه مطلب

دانش خانواده یا ؟

موقع کار کردن فکرم هزار جا میره،و الان که داشتم فکر میکردم، متوجه شدم استاد دانش خانواده ی ما خیلی مشکوک میزنه‌. من خیلی دلم میخواست دانش خانواده بردارم چون طبق اون یه جلسه ای که همراه زهرا رفته بودیم دانشگاهشون کلاس دانش خانواده، فکر میکردم راجب به خاستگاری و راه های چطور شناختن طرف مقابل و از این چیزای مفید راجبش صحبت میشه.ولی یا خدا. این استاد خیلی بیشتر از خیلی مشکوک میزنه،اگه بدونین جلسه گذشته چیا میگفت سر کلاس.بچهای کلاس که بماند یکی از یکی بدتر،تا
ادامه مطلب

راه حل

اتفاق جالبی افتاده و اونم اینه که به امیر و هم رده ای هاش از امروز تا وسطای فروردین،هول و هوش ۱۰ روز مرخصی دادن.و امروز که اومده و قراره ۱۰ روز بمونه یه سری رفتار هایی که با من داره من رو متوجه یه سری اخلاقیات متفاوت در خودم کرده.به طرز جالبی متوجه یه چیزی تو نوع روابطم با بقیه شدم که بلا استثناء با همه یه شکله کما اینکه اصلا فرقی هم نداره طرف مقابلم مذکر باشه یا مونث، با همه همینم. و اونم اینه که همیشه مکالمات من با آدما اینطوریه، ۸۰ درصد اون حرف میزنه ۲۰
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها